عقیق: سوره جن با روایتی متفاوت آغاز میشود، روایت موجوداتی که انسان معمولاً آنها را نمیبیند، اما قرآن آنها را موجوداتی عاقل، دارای ادراک، انتخاب و مسئولیت معرفی میکند.
آیات نخست این سوره از گروهی از جنیان سخن میگوید که به تلاوت پیامبر(ص) گوش دادند و پس از شنیدن قرآن، به سوی قوم خود بازگشتند تا آنچه را شنیده بودند بازگو کنند. قرآن از زبان آنان میفرماید که «إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا»؛ یعنی ما قرآنی شگفتانگیز شنیدیم.
علامه طباطبایی در المیزان با توجه به تعبیر «أُوحِيَ إِلَيَّ» توضیح میدهد که پیامبر(ص) این ماجرا را از طریق وحی دریافت کرد و اصل ماجرا، شنیدن قرآن از سوی گروهی از جن بود. بنابراین، آیات بیش از آنکه بخواهند کنجکاوی انسان را درباره زندگی جنها تحریک کنند، میخواهند واکنش یک گروه از شنوندگان در برابر پیام الهی را به تصویر بکشند.
قرآن فقط شنیده نشد، مسیر زندگیشان را تغییر داد
نقطه مهم در سخنان جنیان، آیه دوم است «يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ». آنها قرآن را صرفاً کلامی شگفتانگیز ندانستند، معیار اصلی برایشان این بود که این کتاب «به سوی رشد» هدایت میکند.در نگاه المیزان، «رشد» در برابر گمراهی قرار دارد و به معنای رسیدن به مسیر درست در اعتقاد و عمل است. بنابراین، واکنش جنیان به قرآن از مرحله شگفتی عبور میکند و به ایمان و توحید میرسد «وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا». آنها پس از شنیدن هدایت، نخستین نتیجه را نفی شرک میدانند.این نکته، پیام مهمی برای انسان دارد، قرآن زمانی در زندگی اثر واقعی گذاشته که شنیدن آن به تشخیص مسیر درست و سپس انتخاب آن منتهی شود.

اعترافی که یک باور قدیمی را شکست
جنیان در ادامه از باورهای نادرستی سخن میگویند که پیشتر میان آنان وجود داشته است. میگویند که «وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا» یعنی سفیهان ما درباره خدا سخنان ناروا میگفتند.سپس اعتراف میکنند که خودشان نیز گمان میکردند انسان و جن درباره خدا دروغ نمیگویند «وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا». این اعتراف نشان میدهد بخشی از انحراف فکری، از اعتماد به سخنان نادرست و پذیرفتن باورها بدون بررسی سرچشمه میگیرد.
وقتی انسان به جای خدا به جن پناه میبرد
آیه ششم یکی از مهمترین هشدارهای این بخش را مطرح میکند «رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ». جنیان میگویند برخی انسانها به جنها پناه میبردند و نتیجه این ارتباط، افزایش ترس و طغیان بود «فَزَادُوهُمْ رَهَقًا».این آیه ناظر به رسمهایی در میان اعراب جاهلی دانسته شده که هنگام ورود به سرزمینها و بیابانها، برای در امان ماندن از آسیبهای ناشناخته به سراغ سران و بزرگان جنیان میرفتند. از نگاه علامه، چنین پناه بردنی نهتنها امنیت واقعی ایجاد نمیکرد، بلکه زمینه افزایش سلطه و انحراف را فراهم میساخت.پیام آیه روشن است، اینکه انسان وقتی از خدا فاصله بگیرد و برای رفع ترس خود به قدرتهای موهوم یا موجودات ناشناخته تکیه کند، ممکن است بیش از گذشته گرفتار ترس و وابستگی شود.
آسمانی که دیگر محل استراق سمع نبود
جنیان سپس از تغییری بزرگ سخن میگویند «وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا». آنان میگویند پیش از این در جایگاههایی برای شنیدن اخبار آسمانی مینشستند، اما اکنون آسمان را پر از نگهبانان و شهابها یافتهاند.علامه طباطبایی در ادامه بحث این آیات، مسئله استراق سمع و ارتباط آن با عالم غیب را بررسی میکند و بر این نکته تأکید دارد که علم مستقل به غیب مخصوص خداوند است و هرگونه آگاهی دیگران از غیب، در صورت تحقق، وابسته به تعلیم الهی است.
جنها هم یکدست نیستند
آیات ۱۰ تا ۱۳ تصویری واقعیتر از جامعه جن ارائه میکند. آنان میگویند که «مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ» در میان ما صالحان و غیرصالحان وجود دارند و «كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا» راهها و گرایشهای گوناگونی داشتهایم.
پس قرآن جن را موجودی مجبور و یکدست معرفی نمیکند، همانند انسان، دارای انتخاب و گروههای مختلف است. سرانجام، جنیان پس از شنیدن هدایت اعلام میکنند که «فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا» کسی که به پروردگارش ایمان آورد، نه از کم شدن حق خود میترسد و نه از ستم و فشار.ایمان حقیقی، انسان را از ترسهایی که ریشه در وابستگی به غیر خدا دارند آزاد میکند.
جنیانی که زمانی گرفتار برداشتهای نادرست و پناه بردن به قدرتهای دیگر بودند، با شنیدن قرآن به این نتیجه رسیدند که تنها راه رسیدن به «رشد»، شناخت خدا و تسلیم در برابر هدایت اوست.
تلاوت این آیات را که در صفحه 572 قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
منبع:فارس